858- ویر

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 16 مرداد 1400

ویر

یکی از واژه های فرهنگ زبان بختیاری

«ویر» به معنی «یاد» است مانند :

«ویرم ره» یعنی «یادم رفت» .

این واژه در متون باستانی ایرانیان بکار رفته

که نشان دهنده اصالت زبان بختیاری است .

در کتاب شاهنامه فردوسی و نوشته های ناصر خسرو و سنایی غزنوی

این واژه بکار رفته است . مثلاً در کتاب شاهنامه آمده که :

أیا مرد فرزانه و تیز ویر

ز شاهوی پیر این سخن یاد گیر

856- اندیشه برتر

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 20 تیر 1400

اندیشه برتر

هر کس اندیشه خود را برتر می داند

پس نباید بجای همفکری و نقد محترمانه

بدون زمینه و بدون دلیل

اندیشه ای را نفی کرد .

851- گفتن برای دیگران

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 8 آذر 1399

گفتن برای دیگران

روزی یکی از رهبران جمعیت گفت :

"آنچه لازم بود به شما گفتم ،

به آنها عمل کنید که

زندگی انسان بدون آنها ممکن نیست ."

-یک نفر گفت : "چرا خودت عمل نمی کنی ؟"

-"من برای شما گفتم !"

850- تحلیلی نو

به نام خدا - بهروز فرهادیان – 26 خرداد 1399

تحلیلی نو

تحلیلهای مختلفی می توان از یک پدیده ارائه کرد ولی همۀ خوردنی ها را نباید پوشید که برای جانداران نوعی هیچ کاری است . اگر بتوان به آنجا رفت چرا غذا سوخته می شود ؟ درست است که بزرگسالان ، کودک می شوند و شیر می خواهند اما مهندسین راه سازی می گویند جاده های آسمانی را آسفالت کنیم تا چرندگان گرسنه نمانند .

در دنیایی که قدرتمندان آب می خورند ، تو نباید آب بخوری وگرنه آلفرد هیچکاک با اتوبوس به بالای اقیانوس نمی رود . زیباترین صحنه ها را وقتی می توان دید که هیچ چیز نباشد چرا که نور آفتاب سنگها را پژمرده می کند و باعث سرعت کشتی در گندمزارها می شود پس هیچگاه در اندوه این نباش زیرا با آن در حال بی حالی هستند .

849- پَری زَیدِه

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 25 خرداد 1400

پری زَیدِه

پَری زَیدِه گوش بِگِر سیچِه نیاهی

مَر که مُ چه بِت گُدُم که هَی گُرُوسی

تو هَی فیت فیت اِکُنی رِوی زِ ایچو

حالا که اِخُی رِوی سیچِه گُرُوسی

مُ خُ نَونُم تو چِتِه دست زِ کارات نیوِرداری

تا یَچی اِگُم فیچ اِبُوی هَی اِگُرُوسی

تو رِوی یا نَرِوی حرفامُ زَنُم بِت

حالا تو هیچی نیگُی یا اِگُرُوسی

848- هستی چیست ؟

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 22 خرداد 1400

هستی چیست ؟

فدر مورد واقعیت ها دلایلی چنان بسیار ارائه شده که حتی شک کردن هم پذیرفتنی نیست اما با این وجود ذهن آرام نمی گیرد . درست است که با احساس گرسنگی به سوی غذا می رویم ، در وقت خستگی استراحت می کنیم ، در هوای بارانی چتر استفاده می کنیم ، دست به آتش بزنیم دردمان می گیرد و . . . ولی اینها دلیلی بر وجود واقعیت یا هستی یک چیز نیست چرا که در خواب هم اینها را می بینیم اما وقتی بیدار شدیم متوجه می شویم واقعیت نداشتند .

در خواب هم اگر گرسنه شویم به سوی غذا میرویم و نمیگوییم چون خواب هستیم نباید توجهی کرد بلکه مانند حالت بیداری عکس العمل نشان می دهیم . در خواب هم زیر باران خیس می شویم ، سرمان را به دیوار بزنند دردمان می گیرد و. . . بهتر است گفته شود در خواب واقعیت داشتند اما در بیداری متوجه این مسئله می شویم . آیا زمانی هم هست که آنچه را در این عالم که عالم مادی می نامیم احساس می کنیم نوعی خواب به حساب آید ؟

در این دنیا احساس گرسنگی ، نفرت ، خشم ، دوستی ، مهربانی و. . . وجود دارد اما به استناد آنها وجودشان اثبات نمی شود زیرا در عالم خواب هم وجود دارند که در بیداری استقلالشان را نفی می کنیم . منابع و مدارکی هست که نشان می دهد در دنیای پس از مرگ گویی از عالم خواب بیدار شده ایم و این دنیا چون دنیای خواب خواهد بود .

این تعبیرها نشان می دهد امکانات و قوای انسان به تنهایی قادر به بیان چیستی هستی نیستند و نیاز به نیرویی فراتر از نیروهای جهان مادی ادراک می شود .

846- وجود یا عدم وجود جهان

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 9 خرداد 1400

وجود یا عدم وجود جهان

مدتی بود که درباره هستی جهان صحبت می کردند . گاهی عصبی می شدند و یکدیگر را به عدم درک سخن ها محکوم می کردند . ناگهان دوستش ضربه آرامی به صورتش زد . با ناراحتی گفت :

- چرا سیلی می زنی ؟

- مهم نیست ، تو که در خواب هستی !

- این چه جوابی است ؟ مگر در خواب هر مشکل و سختی یا اتفاقی که رخ می دهد می گوییم چون در خواب هستیم مهم نیست ! آنجا هم عکس العمل نشان میدهیم . در خواب هم در هوای تابستان گرممان می شود و کولر را روشن می کنیم یا در زمستان لباسهای گرم کننده می پوشیم .

در خواب هم رانندگی می کنیم و تابع قوانین رانندگی هستیم . راه می رویم ، شنا می کنیم ، غذا می خوریم و . . .

- خُب ، که چی ؟

- یعنی اینکه الان همه در عالم خواب هستیم !

- پس کی بیدار می شویم ؟

- وقتی مُردیم !

- این چه حرفی است ؟

- خُب در خواب هم می میریم اما مرگ برای خواب ، بیداری برای این عالم است و مرگ در این عالم ، بیداری برای عالم دیگر است چون وارد آن عالم می شویم .

- ولی در عالم خواب این بحث ها پیش نمی آید .

- شاید زندگی آنجا واقعی تر است !

- اینکه مشکل زاست .

- شاید .

- بعضی خود را با موضوع دیگری مشغول می کنند .

- اینکه راه حل نیست .

- برای آنها که انتخابش می کنند مشغول کننده که هست .

- پس چه کنیم ؟

- خوابت رو ادامه بده !

843- پاسخ به پیامی بی ادبانه

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 3 خرداد 1400

پاسخ به پیامی بی ادبانه

کسی با نام مستعار "سمیرا" پیامی بی ادبانه

و بسیار توهین کننده به تاریخ ایران

فرستاده و بگونه ای جنایات اعراب در

حمله به کشور ایران را رد کرده است .

به ایشان باید گفت همین لحن شما نشان می دهد

که هنوز خوی تجاوز و ستمگری در شما باقیست

و جنایات و غارتگری وحشیان عربستانی

در حمله به کشور ایران

قابل انکار نیست .

شکی نیست اعراب ایرانی ، هموطنان هستند

که هر نوع اهانت به آنان نابخشودنی است

و شحاعت و بزرگی خویش را

در هشت سال دفاع مقدس نشان دادند

اهانت به آنان ، اهانت به مردم ایران است

اما موضوع مقاله جنایات عربستانی هاست

و متأسفانه شما مدافع آنان شده اید

و اگر ایرانی هستید باید گفت

مدافع متجاوزان به میهن شده اید

پس خیانتکارید .

842- ساخت رایگان نیروگاه برق در عراق بوسیله ایران

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 3 خرداد 1400

ساخت رایکان نیروگاه برق در عراق بوسیله ایران

در خبرها آمده بود کشور ایران می خواهد

در عراق کارخانه تولید برق بسازد

و از سوی مردم ایران به رایگان تقدیم عراق کند .

این خبر تأسف آوری است .

کشتار ایرانیان و جنایات عراق

هنوز از ذهن مردم ایران نرفته است .

دولت ایران چگونه این را حق می داند ؟

به عنوان یک ایرانی از اینکار ناراضی ام

و به همه وجدانهای بیدار و مردم ایران شکایت میبرم.

بجای اینکار به مردم گرسنه

و محتاج کشور ایران رسیدگی کنند .

838- نظم دادن به خانه

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 22 اردیبهشت 1400

نظم دادن به خانه

قبل از آنکه به فکر نظم دادن به خانۀ دیگران باشی

خانۀ خودت را منظم کن .

837- چُنُتَر

به نام خدا - بهروز فرهادیان – 17 اردیبهشت 1400

چُنُتَر

«بِریزِنِه» نَها مِنِه دُهون

وُ گُد :

اَر تَری یا نَتَری رَو چُنُتَر

هر که رَه چُنُتَر ایچُ نی

هر که ایچُ نی حتمن اُچُنِه

هر که اُچُنِه پَه ایچُ نی

حالا هَی بُگُین چینُ وُ چُنُ

چه فرق اِکُنِه ؟

ایسا چه دُونین ، هم ای چینُ وُ چُنُ

دشمنه کشته ، مَر مُ وا همه چینِه گُم ؟

836- اسپندارمذگان

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 29 بهمن 1399

اسپندارمذگان

در ایران باستان همۀ روزها و ماه ها را نامگذاری کرده بودند و روز پنجم هر ماه اسپندارمذ نامگذاری شده بود . این نام ، لقب زمین بود که بخشنده و گسترده است و نعمتهایش را چون مادری مهربان به همگان می دهد . وقتی نام ماه و روز یکی می شدند ، پسوند "گان" افزوده می شد مثلاً "اسپندارمذ" به "اسپندارمذگان" تغییر می کرد .

این روز بر شما مبارک .

832 - دنیای تازه

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 20 فروردین 1400

دنیای تازه

مدتهاست که می خواهم بروم . بروم و از این بی تفاوتی ها فاصله بگیرم . به دنیایی تازه بروم که همگی یک رنگ اند ، به حال و روز هم حسادت نمی کنند ، در زندگی دیگران دخالت نمی کنند ولی با همدیگر غریبه نیستند .

فامیل را به بهانه های مختلف ترک و رها نمی کنند . دنیایی که به آدمهای زنده ارزش می دهند نه اینکه تا وقتی فردی زنده است حتی یک شاخه گل برای او نمی برند اما وقتی بمیرد بر مزارش دسته های فراوان گل رنگی می گذارند . نه دنیایی که تا فردی زنده است از نیک رفتاری و خوبی اش نمی گویند اما به محض مُردن ، افسوس می خورند که انسانی نیکوکار و خوش اخلاق از دنیا رفت .

کسی که تا زنده بود می گفتند خسیس و مالدوست است اما پس از مُردنش ، از دست و دلبازی و بخشش او می گویند . دنیایی چنین را باید ترک کرد .

بروم و زودتر به دنیایی شگفت وارد شوم که چنان نیست . این دنیای خیال است و چه زیباست خیالپردازی !

831- اثر بیماری کرونا

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 15 فروردین 1400

اثر بیماری کرونا

بیماری کرونا با همه جنبه های منفی آن ، ثابت کرد

دعا و مسجد و حوزه های علمیه و کلیسا

فقط اثر روحی و روانی دارند

و در جهان مادی اثر گذار نیستند .

817 - را ه کودکی

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 5 اسفند 1399

راه کودکی

یادها دارد دلم از سالهای کودکی

آن رفاقت های پاک و بی ریا و خنده های کودکی

کاش دنیای بزرگان هم کودکی داشت ولی

راه بی برگشت باشد این مسیر کودکی

816- تحقیر کردن

به نام خدا - بهروز فرهادیان – 4 خرداد 1399

تحقیر کردن

هیچکس با تحقیر دیگران ،

بزرگ نخواهد شد .

815- آرامش خانواده

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 26 بهمن 1399

آرامش خانواده

صبح زود لباسهای کارش را پوشید و بدون صبحانه خوردن خداحافظی کرد . به راننده تاکسی گفت به بنگاه میروم ، سوار شد و تاکسی حرکت کرد . به بنگاه که رسید به دفتر مربوطه رفت و بعد از مدتی کلنجار رفتن و بحث در مورد کیفیت و قیمت اجناس ، آنچه نیاز داشت خرید کرد . با کمک شاگردان بنگاه آنچه خرید کرده بود در خودرو باری گذاشت و مبلغی هم بعنوان دستمزد به شاگردان بنگاه داد .

خیابانهای متعددی را پشت سر نهاد تا به مغازه رسید . با سختی زیاد مواد خریداری شده را به مغازه منتقل کرد . گرچه گرسنه بود اما قبل از اینکه مشتری ها بیایند می بایست اجناس را مرتب می کرد .

مثل سایر پدرها وقتی احساس می کرد نیازهای خانواده را تأمین کرده و باعث آرامش همسر و فرزندانش می شد ، لبخندی بر لبش می نشست و خستگی و گرسنگی را تحمل می کرد اما دلتنگ بود که صبح زود که بچه ها خواب هستند از خانه بیرون می آید و شبها هم تا حسابها و اجناس روزانه را بررسی کند دیر وقت به خانه می رسد .

همیشه در روزهای تعطیل احساس خوشحالی و شادی می کرد که با خانواده است .

814- آرزوی دوران کودکی

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان –24 بهمن 1399

آرزوی دوران کودکی

تا کودک بودیم

آرزو می کردیم

کاش بزرگسال بودیم .

حال که بزرگسالیم ، می گوییم :

افسوس از دوران کودکی

آن دوران صداقت ها

دوران یکرنگی و پاکی !

813- دعا و علل مادی

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – بهمن 1399

دعا و علل مادی

دعا جای علل مادی را نگرفته و نمی گیرد .

دعا طلب مسیر است

و نمی توان بصرف دعا کردن ،

علل مادی را نادیده گرفت .

مثلاً از دارویی استفاده کرده

دعا می کنیم که دارو اثر خوب داشته باشد

اما دارو نخورده هر چقدر دعا بشود اثر ندارد

حتی آنکه هم دعا نکند اثر خوب دارو را احساس می کند

پس دعا نوعی پاسخگویی به ندای درون است

نه جایگزین اثرات پدیده های مادی .

810- زرتشت پیامبر

بنام خدا - بهروز فرهادیان- 17 بهمن 1399

زرتشت پیامبر

زرتشت پیامبر الهی بود که اندک سخنانی از او باقی مانده است یا این سخنان را به او نسبت می دهند . از جمله اینکه زرتشت گفته :

"ستیز من تنها با "تاریکی" است و برای ستیز و نبرد با تاریکی شمشیر بروی تاریکی نمی کشم ؛ "چراغ" می افروزم ...."

809- دل دادن

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 1399/11/12

دل دادن

دل بستن به دیگری بزرگترین اشتباه است وقتی باید به خودت دل ببندی .

807- تو معلم هستی

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان– 14 بهمن 1399

تو معلم هستی

تو معلم هستی میدانم

سینه ات پر درد و عذاب

آنکه بود شاگردت

حال در قصری بلند و زیبا

می زند خنده

که ما خوشبختیم

معلم ما کلبه ای دارد گنگ

چون که خالیست

ز هر رزق و نوا

دولت هم می گوید :

مردم شهر بدانید

که من می گویم :

همه چیز خوب و عالیست !

806- شهر اولین ها

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 7 بهمن 1399

شهر اولین ها

حقیقت آنست که عنو ان شهر اولین ها

حکایتگر غارت انگلیسی هاست و

افتخاری برای مردم شهر مسجدسلیمان نیست ،

هر چه اولین ذکر می کنند

کار انگلیسی ها برای غارت بیشتر بود .

بعد از انگلیسی ها ،عده ای از شهروندان تا فرصتی می یافتند

از این شهر می رفتند .

هیچ مسجدسلیمانی که به مقامی در مملکت رسید

خدمتی به شهر نکرد .

آنهایی که از دور دلسوزی می کنند ،

کار بی اثری است

حداقل به این شهر برگردند

و در کنار مردم باشند .

805- وضع امروز

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 12 بهمن 1399

وضع امروز

کی وضع امروز رو می خواست ؟

کودکان کار ، کودکان برهنه ، کودکان بی پناهی که در خیابان می خوابند و ...

و دولتمردان ویلانشین ، سرمایه داران غارتگر

و کسانی که در و دیوار باصطلاح امامزاده ها را لیس می زنند

تا جیب ملت را خالی کنند .

ملت را به بهشت اخروی می خوانند

تا بهشت دنیوی را خود طلب کنند و مالک آن شوند .

عدالت اسلامی یعنی این ؟!

804- خوشبختی

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 17 دی 1399

خوشبختی

با خانواده زیستن و

داشتن دوستان خوب را

خوشبختی بدانیم .

توهمات و خیالپردازی را نادیده بگیریم .

803- تداوم فعالیت

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان - 1399/9/10

تداوم فعالیت

پرندگان از پرواز

خسته نمی شوند

و ماهیان از شنا کردن .

انسان هم از تلاش برای

زندگی بهتر

احساس خستگی نمی کند .

802- کراوات

بنام خدا - بهروز فرهادیان- 9 بهمن 1399

کراوات

نگاه به پدیده ها و یا حالتی خاص از رفتار انسان را با نگرش های مختلف قضاوت کرده اند . این قضاوت ها مورد پسند برخی قرار می گیرد و برخی هم آنرا نفی می کنند و عده ای هم بی تفاوت بوده و عکس العمل خاصی ندارند .

یکی از مسائل مورد اختلاف بین مردم ، استفاده از کراوات است . مخالفین می گویند کراوات آداب ملل غربی را نشان می دهد و اگر وابستگی نباشد دلیلی بر استفاده از کراوات نیست پس برای حفاظت از فرهنگ خودی ، مخالفت با آن الزامی است . چیزهای دیگری وجود دارند که در غرب و دیگر فرهنگها استفاده می شود ولی استفاده از آنها غربزدگی را به یاد نمی آورد .

موافقین نظر دیگری دارند . می گویند در گذشته عموم ایرانیان از آن استفاده می کردند و حساسیتی وجود نداشته ، پاسدار فرهنگ خودی هم بودند و ضدیتی با فرهنگ ایرانی نداشت ولی لباسهایی استفاده می شود که ایرانی نبوده ولی مخالفین استفاده از کراوات نسبت به آنها حساس نیستند . اعتقاد به استفاده عموم مردم و مخالفت با وسیله یا پوششی خاص با هم هماهنگ نیستند چرا که استفاده از چیزی باید مجاز باشد تا همگانی شود . استفاده از کلاه ، پالتو یا حتی کت و شلوار را هم می توان سوال برانگیز دانست چرا که در فرهنگ غربی گسترش یافته اند .

گذشته از این مباحث ، لازمه استفاده از کراوات ، تمیز و منظم بودن پوشش هاست و استفاده از آن فرد را به سوی منظم و پاک بودن لباسها سوق می دهد .

800- مرحوم دیناروند

بنام خدا - بهروز فرهادیان - 8 بهمن 1399

مرحوم دیناروند

دلم برای مرد مرحومی تنگ است که معلمی پاک و دلسوز بود . معلمی بدون توقع و دلسوز که برای یاری رساندن به دانش آموزان از هیچ کوششی دریغ نمی کرد .

تنها به ذکر یک مورد از کارهایش بسنده می شود . مرحوم دیناروند چندین سال پیش برای نخستین بار کلاسهای رایگان کنکور و تقویتی را در علوم پایه راه اندازی کرد ، کاری که بعد از وی کسی نتوانست ادامه دهد .

یادش گرامی و جاودان .

794- چون قطره

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان - 26 دی 1399

چون قطره

من و پرواز تنهایی

آسمان پر از ابر سیاه

گم شدم در ابرها

چون قطره ای در دریا

چه خوش است

همنشینی با خود

در قلب رویاها

793-زندگی و فرصت ها

fbehrooz379@gmail.com بنام خدا – بهروز فرهادیان – 10 بهمن 1397

زندگی و فرصت ها

زندگی آنی نیست که ما می خواهیم

چرا که همه چیز به اختیار ما نمی باشد .

باید از فرصت ها استفاده کنیم تا از دستمان نرفته اند

اما همیشه چنین نیست

وقتی متوجه می شویم که رفته اند !