بنام هستی بخش - بهروز فرهادیان - 18 فروردین 1402

من چقدر خوشحالم

که گروهی دیدم

شاد و خندان بودند

چون مقوایی خیس

کینه ها را

پرت و دورش کردند

آن نگاهی که پر از شادی بود

وان دلی که همه اش الفت بود

همه را می خنداند

زندگی می گذرد

اما آن خنده و شادی پر از مهر و وفا

بر همه می ماند