853- تناقض در صرفه جویی در مصرف برق

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 21 تیر 1400

تناقض در صرفه جویی در مصرف برق

این روزها با عنایت به گرمای زیاد مکرر از مردم خواسته می شود حتی با خاموش کردن یک لامپ در مصرف برق صرفه جویی کنند . این عمل مفیدی است و چه بسا جان عده ای را نجات دهد . بیمارانی که به دستگاه اکسیژن متصل هستند یا در اطاق جراحی اند یا . . . نمونه ای از ضرورت وجود برق است .

برای بیان اهمیت موضوع حتی با مسئولین مراکز و اماکن مذهبی هم گفتگو می کنند و به نمایش می گذارند ولی کاش نظر دادن پایان راه نبود. به نظر می رسد انتظارات متوجه مردم است و آنها باید لامپها را خاموش کنند ! چرا که در همین حال همه مراکز عبادی و زیارتگاه ها و مکانهایی که محل دفن امامزاده می دانند مانند ماه های قبل کاملاٌ روشن و نورانی هستند .

در توجیه این موضوع میگویند برای رفاه و راحتی مردم چنین می کنند اما باید گفت اگر رفاه مردم ملاک است چرا خانه هایشان باید کم نورتر باشد اما گنبد و گلدسته و سقف بیرونی آن مکانها در تمام شب روشن و پر نور باقی بماند ؟ کدامیک ضروری تر است ؟!

824- حیرت زده

بنام خدا – 24 اسفند 1399- بهروز فرهادیان

حیرت زده

ما همه سر در گم و حیرت زده

با دهانی باز و دستهایی تاول زده

خوب می بینیم دو چیز گونه گون

هر دو در دنیای سفید و سیه گون

پا برهنه با دلی پر درد و خون

دیگری دارد بسی ثروت کنون

آیا این عدالت است و آزادی و دمکراسی

افسوس و صد افسوس ، بی رودرواسی

805- وضع امروز

به نام هستي بخش - بهروز فرهادیان – 12 بهمن 1399

وضع امروز

کی وضع امروز رو می خواست ؟

کودکان کار ، کودکان برهنه ، کودکان بی پناهی که در خیابان می خوابند و ...

و دولتمردان ویلانشین ، سرمایه داران غارتگر

و کسانی که در و دیوار باصطلاح امامزاده ها را لیس می زنند

تا جیب ملت را خالی کنند .

ملت را به بهشت اخروی می خوانند

تا بهشت دنیوی را خود طلب کنند و مالک آن شوند .

عدالت اسلامی یعنی این ؟!

802- کراوات

بنام خدا - بهروز فرهادیان- 9 بهمن 1399

کراوات

نگاه به پدیده ها و یا حالتی خاص از رفتار انسان را با نگرش های مختلف قضاوت کرده اند . این قضاوت ها مورد پسند برخی قرار می گیرد و برخی هم آنرا نفی می کنند و عده ای هم بی تفاوت بوده و عکس العمل خاصی ندارند .

یکی از مسائل مورد اختلاف بین مردم ، استفاده از کراوات است . مخالفین می گویند کراوات آداب ملل غربی را نشان می دهد و اگر وابستگی نباشد دلیلی بر استفاده از کراوات نیست پس برای حفاظت از فرهنگ خودی ، مخالفت با آن الزامی است . چیزهای دیگری وجود دارند که در غرب و دیگر فرهنگها استفاده می شود ولی استفاده از آنها غربزدگی را به یاد نمی آورد .

موافقین نظر دیگری دارند . می گویند در گذشته عموم ایرانیان از آن استفاده می کردند و حساسیتی وجود نداشته ، پاسدار فرهنگ خودی هم بودند و ضدیتی با فرهنگ ایرانی نداشت ولی لباسهایی استفاده می شود که ایرانی نبوده ولی مخالفین استفاده از کراوات نسبت به آنها حساس نیستند . اعتقاد به استفاده عموم مردم و مخالفت با وسیله یا پوششی خاص با هم هماهنگ نیستند چرا که استفاده از چیزی باید مجاز باشد تا همگانی شود . استفاده از کلاه ، پالتو یا حتی کت و شلوار را هم می توان سوال برانگیز دانست چرا که در فرهنگ غربی گسترش یافته اند .

گذشته از این مباحث ، لازمه استفاده از کراوات ، تمیز و منظم بودن پوشش هاست و استفاده از آن فرد را به سوی منظم و پاک بودن لباسها سوق می دهد .

709- یادی از گذشته

              به نام خدا - بهروز فرهادیان – 29 مرداد 1399  farhadian827@gmail.com

یادی از گذشته

 

 گاهی انجام کاری یا وقوع حادثه ای ، دوران گذشته را در ذهنم بیدار می کند . این بیاد گذشته افتادن اختیاری نیست . یاد دورانی که در محله پشت برج زندگی می کردیم زندگی ساده و صمیمانه بود . بعضی امکانات مثل تلویزیون را نداشتیم و برخی مواقع به منزل مرحوم عمو حسنقلی که کارمند شرکت نفت بود ، می رفتیم و مرحوم عمو و زن عموی مهربان از ما استقبال می کردند .

همسایه های مهربان که ارتباط صمیمانه ای داشتند و بدون تعارف و صادقانه حرفهایشان را می زدند . در خوشی و ناخوشی شریک همدیگر بودند و هیچگاه بر هم منت نمی گذاشتند . اگر کسری داشتند بی رودرواسی بیان می کردند . مرتب جویای هم می شدند و چیزی از هم دریغ نمی کردند .

دوستان نسبت به خانوادۀ دوستشان چون خانوادۀ خودشان تعصب پاک و صادقانه داشتند . ملاک این اعمال هیچگاه مال و ثروت نبود بلکه عاطفه و احساسات انسانی در روابط حاکم بود .

با گذشت زمان این خصوصیات نه تنها تقویت نشدند بلکه چنان ضعیف یا ناکارآمد شدند که از روابط صمیمانه آن دوران تنها یاد و خاطره ای باقی مانده است . امکانات و توانایی های امروز چون تلفن همراه و اینترنت به جدایی انسانها و فراموشی فرهنگ خودی منجر شده است . دیدارهای رو در رو که روابط را قوی می کرد امروز به جایی رسیده که بروز احساسات نه به دیدار حضوری که به تماس تلفنی می انجامد .

پایین تر از خانۀ ما منازل شرکت نفت بود که به کارگران شرکت نفت اختصاص داشت . اتاق مخصوصی در گوشه ای از حیاط ساخته شده و گاز به آنجا کشیده شده بود . این اتاق به "بخار" نامیده می شد که محل غذا درست کردن و . . . بود و چون گاز تصفیه شده نبود در پشت بخار ، لوله ای نصب می شد تا گاز بخاری از آن خارج شود . بیشتر مواقع در هوای سرد محل تجمع برخی جوانان محله می شد . چون منازل شخصی گاز نداشتند ، داشتن گاز که یکی از ویژگی های منازل شرکتی بشمار می آمد یک آرزو شده بود .

منازل مسئولین شرکت نفت نیز در محلاتی جدا از محلات کارگری و با مساحت و امکانات بیشتر قرارداشت که این منازل معروف به "بَنگِلِه" بودند .

اتوبوسهای مخصوصی کارگران و کارمندان شرکت نفت را به محل کار منتقل می کرد . در ساعتهایی خاص هم اتوبوسهایی به خانواده های شرکتی اختصاص می یافت . اینگونه اتوبوس ها معروف به "اتوبوس شرکتی" بودند . با وجود این اختلافات ، روابط پاک انسانی بین مردم حاکم بود .

706- قضاوت تاریخ

              به نام خدا - بهروز فرهادیان – 22 مرداد 1399  farhadian827@gmail.com

قضاوت تاریخ

 

   یکی از اصطلاحاتی که عموم مردم در موقع بروز حادثه ای مورد اختلاف به زبان می آورند ، اصطلاح "تاریخ قضاوت خواهد کرد" است . آیا چنین است ؟ تاریخ واژه ای است که در یک معنی بر جامعه انسانی دلالت می کند یعنی قضاوت با جامعۀ انسانی است .

681- فقر

          به نام خدا - 23 تیر 1399  farhadian827@gmail.com

فقر

 

وقتی فقر

در جامعه ای گسترش می یابد

نشان دهنده این است که

حاکمان ناتوان هستند .